داده های قیمتی برای تحلیل تکنیکال – بخش دوم

تفاوت مقیاس حسابی و لگاریتمی و اهمیت آن

1,279

اگر در پست قبل با ما همراه بوده باشید در آن پست درباره انواع دیتاها از جمله دیتای کندلی، خطی و کش دیتا صحبت کردیم. اگر با کش دیتا آشنا نیستید و نمی دانید که برای تحلیل بهتر است از چه دیتایی استفاده کنید توصیه می کنیم پست قبل را حتما مطالعه کنید. اما در این پست قصد داریم به موضوع دوم یعنی مقایسه مقیاس حسابی و مقیاس لگاریتمی بپردازیم، پس با ما همراه باشید.

بخش اول این مقاله را از این لینک مطالعه کنید.

۲- در مقیاس حسابی تحلیل کنیم یا مقیاس لگاریتمی؟

رایج ترین روش برای نشان دادن قیمتها بر روی نمودار در نرم افزارها، استفاده از مقیاس حسابی Arithmetic Scale می باشد و برخی نرم افزارها قابلیت نمایش قیمت ها در مقیاس لگاریتمیLogarithmic Scale را نیز دارا می باشند. نرم افزارهایی مانند آمی بروکر، داینامیک تریدر، متااستوک و یا موتیوویو این قابلیت را به شما ارائه خواهند داد.

در نمودار با مقیاس خطی هر افزایش قیمت به صورت یکسان رسم شده است، برای مثال صعود از ۱۰ به ۲۰ همانند صعود از ۵۰ به ۶۰ است و در هر دو مورد ۱۰ واحد صعود صورت گرفته است اما سوال اینجاست که آیا سرمایه شخص سرمایه گذار در هر دو صعود به میزان یکسانی افزایش یافته است؟ مسلماً خیر. صعود از ۱۰ به ۲۰ معادل ۱۰۰ درصد افزایش قیمت و به تناسب آن افزایش سرمایه شخص سرمایه گذار است اما صعود از ۵۰ به ۶۰ معادل ۲۰ درصد افزایش قیمت می باشد. اینجاست که وجود مقیاسی که منعکس کننده میزان افزایش قیمت به صورت درصدی است اهمیت می یابد.

آیا دقت کرده اید که سهامداران برای ابراز میزان سود خود همیشه از مقدار درصدی سود خود صحبت می کنند؟ اگر از شخصی بپرسید امروز چقدر سود یا ضرر کرده است اون حتما میزان درصدی آن را بیان خواهد کرد نه میزان واحدهای صعود یا سقوط قیمت. بنابراین انتظارات افراد نیز از بازار سهام افزایش سرمایه آنها به میزان درصدی مشخص است، لذا مقیاس لگاریتمی نشان دهنده تمایلات روانشناسانه اهالی بازار نیز می باشد که اهمیت این مقیاس را دو چندان می کند.

مقایسه مقیاس لگاریتمی و حسابی :

در نمودارهای لگاریتمی فاصله های مساوی نشان دهنده درصد تغییر مساوی در قیمت است به طور مثال در این مقیاس حرکت از ۱۰ به ۲۰ معادل حرکت از ۵۰ تا ۱۰۰ است

بر همین اساس وقتی به نمودار حسابی نگاه میکنید با افزایش قیمت فاصله بین اعداد ثابت می ماند ولی در مقیاس لگاریتمی هر چه قیمت بیشتر میشود فاصله بین اعداد کوتاهتر میشود. برای بیشتر روشن شدن موضوع به تصویر زیر دقت کنید:

مقیاس حسابی و لگاریتمی (Arithmetic Scale and Logarithmic Scale)

این دو مقیاس در نمودارهایی که جابجایی قیمت در درصدهای بزرگی اتفاق نمی افتد یا بخش های کوتاه مدت از یک نمودار بورسی تقریباً به شکل مشابهی چارت را نشان می دهند اما همین که تغییرات قیمت شدت یابد چارت خطی کارآیی خود را از دست خواهد داد و تحلیل گر را به خطا می اندازد.

از نظر علم فیزیک فقط در مرحله کمیتی (عددی) این دو نمودار با هم یکسان هستند. در مابقی موارد برتری با نمودار لگاریتمی است و هر چقدر تفاوت این مرحله کمیتی بیشتر باشد تفاوت بین کاراییِ مفید این دو نمودار نیز بیشتر است.

از نقطه نظر موج شماری تنها در مقیاس لگاریتمی امواج اندازه و تناسب واقعی خود را نشان می دهند. به یاد آورید که فلسفه شکل گیری امواج الیوت و نئوویو به وضعیت روحی و روانی بازیگران بازار بر می گردد و یک موضوع روانشناسی می باشد لذا مقیاسی که ماهیت اصلی امواج را آشکار می کند نیز باید یک ماهیت روانشناسی داشته باشد.

تفاوت اندازه گیری امواج در دو مقیاس حسابی و لگاریتمی :

موضوع دیگری که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است اندازه گیری های صورت گرفته در دو مقیاس می باشد. اغلب اوقات اندازه گیری هایی که صورت می گیرد مانند رسم خطوط رتریس فیبوناچی یا پروجکشن ها و … در مقیاس لگاریتمی عکس العمل بهتری از طرف قیمت به دنبال دارد که ریشه در همان موضوع روانشناسی بازیگران بازار دارد. ضمن اینکه اندازه گیری در این مقیاس است که میزان اصلی سود و زیان و اندازه واقعی امواج را به شما نشان خواهد داد. این موضوعات نیز اهمیت مقیاس لگاریتمی را دو چندان می کنند.

تحلیل گرانِ روشِ نئوویو حتما باید اندازه گیری های خود را در این مقیاس انجام دهند. تمام قوانین و اندازه های مطرح شده در این سبک مختص به مقیاس لگاریتمی می باشد.

به تصاویر زیر دقت کنید:

فیبو رتریس در چارت ایران خودرو در دو حالت مقیاس لگاریتمی و مقیاس حسابی

در این تصویر چارت کش دیتای روزانه ایران خودرو را در دو مقیاس لگاریتمی و حسابی ملاحظه می کنید. به فیبوهای رسم شده دقت کنید. ملاحظه می کنید که میزان رتریس، در چارت لگاریتمی با میزان رتریسی که در چارت حسابی وجود دارد کاملاً متفاوت است. و البته واکنش هایی که چارت لگاریتمی به خطوط فیبوناچی داده شده است بسیار بهتر از حالت حسابی می باشد!

به تصویر دیگری دقت فرمایید:

الگوی هارمونیک AB=CD در چارت ایران خودرو در دو حالت لگاریتمی و حسابی

در این تصویر در وحله اول مشاهده می کنید که شکل و شمایل امواج تا چه حد متفاوت است. حرکات شارپِ انتهایی در مقیاس حسابی، جای خود را به حرکاتی متناسب با حرکات قبل چارت در نمای لگاریتمی داده اند.

همچنین یک الگوی هارمونیک AB=CD در چارت لگاریتمی به زیبایی شکل گرفته و قیمت به درستی به پروجکشن ۱۰۰ درصد واکنش نشان داده است، در حالی که در مقیاس حسابی این الگو به یکی از مشتقاتِ فرعیِ غیر ایده آلِ این الگو تبدیل شده و حتی به درستی به پروجکشن ۱۶۱٫۸ نیز نرسیده است. این تفاوت در اندازه گیری در موج شماری نیز تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد.

نکته دیگر اینکه اکثر تحلیل گرانِ بازار بر این باورند که مقیاس لگاریتمی برای بازار بین المللی ارز کارآیی ندارد، در صورتی که این موضوع حقیقت ندارد. در چارتهای روزانه، هفتگی و ماهیانه بازار ارز نیز این مقیاس کارآیی خود را همچنان حفظ می کند. به تصویر زیر دقت کنید:

فیبو رتریس در چارت روزانه یورودلار در دو حالت لگاریتمی و حسابی

مشاهده می کنید که واکنش به فیبوناچی رتریس ۳۸٫۲ درصد در نمای لگاریتمی به زیبایی انجام شده است، حال آنکه در مقیاس حسابی این مهم وجود ندارد. به همین ترتیب می توان مثالهایی برای تایم هفتگی و ماهیانه آورد. در واقع هرچه تایم فریمِ تحلیلی افزایش یابد استفاده از مقیاس لگاریتمی ضرورت دوچندان می یابد.

بنابراین پیشنهاد ما این است که همیشه دیتای خود را به نرم افزاری که مقیاس لگاریتمی را ارائه می دهد منتقل کنید و در این مقیاس به تحلیل بپردازید. این موضوع نیز جهش خوبی در تحلیل هایتان ایجاد خواهد کرد.

در بخش بعد به موضوع مهم تعدیل چارت خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

بخش سوم این مقاله را از این لینک مطالعه کنید.

توسط انستیتو ایران نئوویو

ارسال یک نظر

لطفاً نظر خود را به فارسی تایپ کنید.

لطفا متن پیام خود را یک بار مرور کنید.